بهلول و پل صراط !
13 مارس 2010 توسط admin
آورده اند که بهلول بیشتر اوقات در قبرستان می نشست روزی هارون که به قصد شکار از آنجا می گذشت از وی پرسید: بهلول اینجا چه میکنی؟
بهلول گفت:به دیدن اشخاصی آمده ام که نه غیبت مردم را می نمایند ،نه از من توقعی دارند ونه من را آزار میدهند.
هارون گفت:آیا با دیدن قبرستان،می توانی از پل صراط و سؤال وجوابش مرا آگاهی دهی؟
بهلول گفت: درهمین محل آتشی بیفروزید و سینی فلزی بر روی آن نهید تا داغ شود ، پس به هارون گفت :من با پای برهنه بر آن می ایستم و نام خود وهرچه دارم و هرچه امروزخوردم و آشامیدم ذکرمی نمایم ، تو نیز باید چنین کنی… پس روی سینی ایستاد به سرعت گفت: بهلول و خرقه ای و نان جو و سرکه و فوری پایین جست. چون نوبت به هارون رسید در معرفی نامش آنقدر بر سینی ایستاد که پایش بسوخت و طاقت نیاورد وبیفتاد.
آنگاه بهلول گفت: ای هارون این نمونه دنیوی سؤال و جواب آخرت است. آنها که درویشند و از تجملات دنیا بهره ای ندارند آسوده از پل صراط بگذرند و آنها که پایبند دنیا بوده اند می سوزند و گرفتار میشوند.بی نام تا اطلاع ثانوی.